سراخیه

ونیز ایرانی سراخیه

در میانه جاده آبادان به اهواز یک راه فرعی هست که به نیزارهای سبز می‌رسد؛ به تالاب شادگان که هنوز زیستگاه آرام پرندگان مهاجر است، در مجاورت این تالاب بین‌المللی روستاهای سراخیه و رگبه واقع شده که در واقع ساکنان اصلی این تالاب را تشکیل می‌دهند و بخشی از زندگی خود را به وسیله تالاب شادگان فراهم می‌کنند.

در ونیز ایرانی ” سراخیه” قایق  همه چیز است و زندگی بدون قایق معنا ندارد . روی تالاب شادگان و در کوچه پس کوچه‌های آبی سراخیه اروی آب قایق‌هایی هست با قایقرانان کوچک، دختران و پسرانی که قدشان به میانه پاروهای بلند هم نمی رسد اما بلم‌ها را می‌رانند مثل یک قایقران حرفه‌ای. مادرانشان می‌گویند بچه‌ها از ۵ سالگی به بعد روی تالاب قایق‌سواری می‌کنند .

قایق‌های یک‌نفره در کوچه‌های آبی سراخیه، حکم ماشین کورسی پیست‌های مسابقه را دارد اما مخصوص رفت‌وآمد محلی‌ها. گردشگران و تازه‌واردان برای ورود به این روستای آبی یا باید سوار بلم‌های دو تا چهارنفره شوند یا سرنشین یکی از قایق موتوری‌ .

در سراخیه گردشگران را با پارو به کوچه‌های آبی می‌رسانند. رسمشان این است. قایق از میان آب راکد، از میان تالاب ساکت می‌گذرد و نخل‌های بلند و خانه‌های کوتاه روستا از دور نمایان شود؛ همه دست‌ساخته‌هایی پیچیده در نی و بوریا.

اهالی روستا با بتن‌ها و سقف‌های گنبدی و دیوارهای خشت و گلی برای خود خانه‌ها ساخته‌اند . حیاط خانه‌ها در سراخیه دیوار ندارد و به جای آن نی‎های بلند را به هم بافته و دور خانه‌هایشان کشیده‌اند، باد هر از گاهی این دیوارها را کنار می‌زند و پشت آنها سادگی زندگی روزمره یک روستا پیداست: زنان و کودکان در آب، یک اجاق سنگی روشن و بند رخت‌های بر باد.

کاهش حق‌آبه تالاب‌ها، بی‌توجهی به وضع زیستی تالاب‌ها و عواقب پس از آن همه از وخاومت حال تالاب‌های خوزستان خبر می‌دهد و تالاب شادگان نیز از این وخامت در امان نیست.

از سال ها قبل تالاب شادگان به‌عنوان یکی از مناطق گردشگری دیده شد و حتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری با ایجاد تابلوی بزرگی در محل تالاب اقدام به احداث ایستگاه گردشگری تالاب شادگان کرد، اما این اقدامات درحالی انجام می‌گرفت که مشکلات زیست‌محیطی این بستر طبیعی هویدا بود و مردم روستای سراخیه به‌ عنوان ساکنان اصلی تالاب از داشتن امکانات رفاهی محروم هستند .

ورود آب ناشی از فعالیت‌های کارخانه نیشکر به تالاب شادگان از جمله ضایعات زیست‌محیطی در این تالاب بین‌المللی بود که به‌ تازگی قرار شده این آب به داخل خلیج فارس منتقل شود. پیش از این یک کارشناس محیط ‌زیست با اشاره به انحراف آب آلوده نیشکر از تالاب شادگان به بستر خلیج ‌فارس گفته بود با این‌که آب آلوده دریا را هم آلوده می‌کند، اما تالاب شادگان و مردم حاشیه‌نشین اهمیت بیشتری دارند !

ورود گردشگران به داخل تالاب شادگان از دیگر مشکلات زیست‌محیطی این تالاب محسوب می‌شود. گردشگران با ریختن زباله‌های خود به داخل تالاب فضای آن را بشدت آلوده می‌کنند و چهره تالاب را دگرگون کرده‌اند. انداختن بطری‌های مصرف‌شده آب معدنی و نوشابه‌ها و همچنین پلاستیک‌ها به داخل تالاب شادگان از جمله مسائل و مشکلات زیست‌محیطی این تالاب بین‌المللی است.

در میان این مشکلات خشکسالی معضل دیگری برای اهالی تالاب شادگان شده است. خشکسالی باعث شده تا آب تالاب پایین برود و در بخشی از مناطق آن باعث مرگ ماهیان گردد. تغییرات اکوسیستمی از قبیل ورود آب‌های آلوده به بستر تالاب نیز باعث مرگ ماهیان و کم‌شدن تعداد آنها شده است؛ این مشکلات تا کنون بر معیشت ساکنان تالاب تأثیر بسزایی داشته است.

در این روستا مهاجرت کمتر صورت می‌گیرد، اهالی سراخیه روستای خود و زندگی در کنار تالاب را به مهاجرت ترجیح می‌دهند. بسیاری از جوانان سراخیه با ماندن در روستا و ازدواج‌های بومی باعث افزایش جمعیت بومی آن نیز شده‌اند.

کوچه‌های روستا و لابه‌لای نیزارهای بلند تالاب پر است از قایق‌های باریک کوچکی که زنی، پیرمردی و حتی کودکی روی آن نشسته یا ایستاده و پارو می‌زند. تالاب مواج می‌شود و بچه اردک‌های کوچکِ چند روزه که پشت نی‌های بلند پنهان شده‌اند، ناگهان تعادلشان را از دست می‌دهند و بیرون می‌افتند اما تنها چند ثانیه کافی است که با همان جثه بند انگشتی کوچک در چشم بر هم‌زدنی از این سوی تالاب به آن سوی دیگر بروند.

آدم‌ها در سراخیه رویاهای دور و آرزوهای محال ندارند و زنان هم. زندگی برایشان در همین چهاردیواری‌های خشت و گلی، نان‌پختن دسته‌جمعی به وقت ساعت ۵ عصر و و پارو زدن در سکوت تالاب خوش است. زنان همه مادرانی جوانند که چند فرزند دارند و در میانشان کم هستند زنانی که فارسی را درست و بدون اشکال حرف بزنند و بیشترشان سرهایشان را تکان می‌دهند که فارسی نمی‌دانند.

نگهبان و پلیس هم ندارند و خانه‌هایشان همه بی‌قفل و کلید است ، همه همدیگر را می‌شناسیم. روستا نه دزدی دارد، نه معتاد و نه حتی یک نفر سیگاری. در خانه‌ها همه بازند، خیلی از اتاق‌ها حتی در ندارند، اگر مسافران بیشتر بیایند از این هم بهتر می‌شود، با قایق می برندشان روی تالاب

سراخیه

در سراخیه سرنوشت بچه‌ها شبیه پدرها و مادرهایشان است. همان‌طور که در روستای بومی به دنیا می‌آیند راه بومی‌زیستن را در پیش می‌گیرند؛ بچه‌هایی که اگر دختر باشند کنار دست مادرهایشان در خانه حصیربافی می‌کنند و صنایع‌دستی‌شان را می‌فرستند بازار شادگان، لباس‌های رنگی شاد می‌پوشند و موهایشان بلند و بافته و پسرها یا می‌شوند قایقرانان ماهری که گردشگران را به تالاب می‌برند و می‌آورند یا می‌روند در کار صید و ماهیگیری و شکار بخت خود را می آزمایند.
در سراخیه مردم هنوز زندگی کنار تالاب را به زندگی در کوچه پس کوچه‌های شهری ترجیح می‌دهند. آنها می‌گویند اگر تالاب شادگان

بماند و مشکلات زیست‌محیطی را چاره‌ای باشد تا چند نسل دیگر روی همین کوچه‌های آبی خانه‌هایشان را سرپا نگه می‌دارند همه امیدوارند این منطقه در آینده‌، منطقه‌ی نمونه گردشگری شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *