انیشتین

انیشتین هم زندگی پر حاشیه داشت

اینشتین یکی از بزرگ‌ترین فیزیک ‌دانان قرن بیستم است.  اسم او همواره با لقب نابغه‌ترین دانشمند جهان همراه می‌شود. اما او هم مانند دیگر انسان ها زیست و حواشی ای در زندگی شخصی داشت. این حواشی زندگی بارها برای او دردسر ساز شد.

آلبرت اینشتین از جوانی با گرایش های ملی‌گرایانه را بطه خوبی نداشت.  در ۱۶ سالگی تابعیت آلمانی خود را انکار کرد و خود را یک شهروند جهانی خواند. او تا سال ۱۹۰۱ هیچ ملیتی نداشت تا این‌که تابعیت کشور سوئیس را پذیرفت.

اینشتین از سال ۱۹۳۳ و بعد از سومین سفرش به ایالات متحده در اف بی آی بالغ بر ۱۴۲۷ صفحه پرونده داشت. این پرونده در مورد ارتباطاتش با مؤسسات اجتماعی و صلح‌طلب بود. یکی از مأموران اف بی آی پیشنهاد کرد تحت قانون ممانعت افراد بیگانه، اینشتین از ورود به آمریکا منع شود؛ اما وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده آمریکا نپذیرفت.

انیشتین از مدافعان سرسخت حقوق شهروندی و آزادی بیان بود. زمانی که ویلیام دوبوآ در سال ۱۹۵۱ متهم به جاسوسی برای کشورهای بیگانه شد، آلبرت اینشتین برای دادن شهادت به نفع او داوطلب شد. بعد از اینکه وکیل دوبوآ اعلام کرد اینشتین در دادگاه برای شهادت حاضر خواهد شد، قاضی، این پرونده را مختومه اعلام کرد.

فریتس هابر یک شیمی‌دان آلمانی و برنده ی جایزه ی نوبل ملقب به پدر تسلیحات شیمیایی رابطه ی صمیمانه ای با انیشتین داشت. هابر همانند انیشتین یهودی بود، ولی قبل از به قدرت رسیدن نازی‌ها در آلمان به دین مسیحیت گروید و همواره آلبرت را نیز تشویق به انجام این کار می‌کرد. او در طی جنگ جهانی اول، گاز کلر را توسعه داد. این گاز که از هوا سنگین‌تر بود و با رسیدن به زمین، سربازان پناه گرفته در سنگر را خفه می‌کرد.

میلوا ماریک تنها دانشجوی دختر در کلاس انیشتین در پلی‌تکنیک زوریخ به ریاضیات و فیزیک علاقه داشت وقتی با انیشتین ازدواج کرد، رویاهای علمی خود را کنار گذاشت  تا به تربیت فرزندانش بپردازد. میلوا (همسر اول انیشتین) در سال ۱۹۰۲ زمانی که با خانواده‌ی خود در صربستان زندگی می‌کرد، صاحب یک دختر (پیش از ازدواج) شد و اسم او را لیسرل گذاشت. برخی معتقد هستند این دختر در کودکی به علت ابتلا به بیماری تب مخملک از دنیا رفت. اما عده ای می گویند از سوی مادر خود رها شد و سرپرستی لیسرل را شخصی دیگر تقبل کرده است. در هر صورت انیشتین هیچگاه فرزند خود را ندید. تا سال ۱۹۸۷ کسی از وجود چنین فرزندی باخبر نبود. تا این که در این سال مجموعه‌ای از نامه‌های انیشتین در دسترس عموم قرار گرفت.

انیشتین که می دانست برنده ی جایزه ی نوبل می شود، به همسر اول خود میلوا پیشنهاد داد در ازای دریافت پول جایزه نوبل فیزیک (حدود ۳۲۲۵۰  دلار) از وی طلاق بگیرد. این مبلغ در آن زمان ۱۰ برابر درآمد سالیانه ی یک پروفسور محسوب می‌شد.

انیشتین بعد از آن با دختر خاله اش السا ازدواج کرد. پدر السا و پدر آلبرت با یکدیگر نسبت فامیلی داشتند. نام خانوادگی السا قبل از ازدواج انیشتین بود.

پسر انیشتین، ادوارد (به قول انیشتن ته‌ته)، مبتلا به اسکیزوفرنی بود. ادوارد بیشتر عمر خود را در بیمارستان‌های روانی سپری کرد. وی علاقه‌ی زیادی به روانکاوی و فروید  داشت. انیشتین و پسرش از طریق نامه دائما با هم در ارتباط بودند.  آلبرت  پس از مهاجرت به آمریکا در سال ۱۹۳۳ دیگر پسرش را ندید. ادوارد در ۵۵ سالگی در یک کلینیک روان‌درمانی از دنیا رفت.

دختر‌خوانده ی انیشتین، مارگت در سال ۱۹۳۵ او را به مارگاریتا کونن‌کاوا معرفی کرد و زمینه دوستی پدرش با او را فراهم آورد. سال ۱۹۹۸ در یک حراجی، ۹ نامه‌ی اینشتین به کونن‌کاوا بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ به فروش رسید. یکی از جاسوسان بزرگ روس، در کتابش مدعی شده  که کونن‌کاوا‌ی روس، جاسوس بود. اما تاکنون این ادعا تأیید نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *